پنجره بازه نسیمی که داخل اتاق میاد و پرده تکون میده. به این صحنه ساده نگاه می کردم و شب های پاییز یادم میومد. این روزا خیلی پاییز یادم میاد خیلی پاییز حس می کنم من خاطره های خیلی خوبی از پاییز ندارم. الان دلم میخواد پتویی بکشم روی سرم و بخوابم مثل شب های سرد پاییز و زمستان. فکر کنم خل هم شدم که یهویی بغض می کنم.نیاز دارم یک ماه هیچ کاری انجام ندم فقط بخوابم بخوابم بخوابم روز و شب.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 21:25 توسط بابونه
|