می خواستم برم حموم انقدر شکم و کمرم درد داره که حال تکون خوردن هم ندارم چه برسه به چیزای دیگه. بی حوصله م و بیش تر کلافه که باید ادای آدمای قوی در بیارم و انقدر عادی باشم که انگار آدم روزای قبل هستم و تو خودم درد تحمل کنم.مهم نیست اینم میگذره خوب میشم.