حس می کنم اون قسمت از وجودم که میگه بلندشو کارهاتو انجام بده تو پیله غم نباش کز نکن یه گوشه و... به خاطر خانواده خاموش شده و دوباره تمایل پیدا کردم بخوابم و فارغ از اتفاقات اطرافم باشم هرکی هر خاکی به سرش میزنه بزنه من به خواب پاییزی و زمستونی برم.
منتظرم برق وصل بشه و بعدش جومونگ ببینم. همچنان تو سرم فرم انتخاب رشته می چرخه.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 18:47 توسط بابونه
|