سفرنامه۵

نزدیکای ظهر رسیدیم بندر استارا. انقدر هوا گرم بود که کباب شدم! از مغازه های نزدیک به پارکینگ فلافل خوردیم و انواع سس هارو چیده بودن روی میز از سس لیلی و مجنون تا سس زبان مادرشوهر و خواهرشوهر و مادرزن سلام و قاتل بروسلی و...

یه خونه نزدیک باازار گرفته شد ولی بعد فهمیدیم چه اشتباهی کردیم خونه رو قبول کردیم! خونه پر از سوسک که نصف شب از سقف یکی افتاد روی پلاستیکا و ترسیدیم و چادر زدیم تو خونه و همه رفتیم توش. جا تنگ و تا صبح چندبار بیدار شدم. نزدیکای ظهر وسیله هارو جمع کردیم و برگشتیم سمت بندرانزلی.

بازار ساحلی رفتیم گشتیم و یه دور دیگه از گرما کباب شدم.

هنوز هم وقتی فکز می کنم شوهرخواهرم می خواست رادبو پیام گوش کنه و آهنگ ترکی خانم میخوند خنده م می گیره. هرچقدر می گفتیم خانمه قبول نمی کرد تا اینکه یه رپ طور مانند به زبان ترکی پخش شد و فهمید چون مرزیه رادیو آهنگ عیرمجاز پخش کرده قاطی کرده.

یه چیز دونستم. خانمای این شهر انگار نرمال نیستن. یه پاساژ رفتیم دوتا فروشنده دعواشون بود صداشون تا طبقه بالا میومد. یه جا رفتیم مسافر با راننده دعواش بودحتی خانمه با ماهم دعوا داشت که تو ماشین نمی شینین ها. خود درگیر بود فکرکنم :|